تبليغاتX
جایی برای پاهای دراز من
جمعه پنجم مهر 1387


رویای شب نیمه تابستان

نوشته ویلیام شکسپیر

طراح و کارگردان : محمد حسن معجونی

با مشارکت دانشکده سینما تئاتر

تالار مولوی هر شب ساعت 20

 

بارها اتفاق افتاده بود که اواسط یک نمایش به دلایل زیادی مثل طولانی بودن بی دلیل نمایش  احساس کسالت کنم (نمونه ی آخرش زریزان که انصافا بعد از یک ساعت کسل کننده میشد) اما تا به حال پیش نیومده بود که یک ربع اول یک نمایش بخوام پاشم و از سالن خارج بشم .

نمیخوام از ارزشهای کار چیزی کم کنم ... هر چی باشه این آقای معجونی همونی هست که نمایش خواب آهسته مرگ اون رو چند سال پیش ستودم و انصافا هم از بازیش تو نمایش کوارتت لذت بردم . گروهی خوب و حرفه ای که همیشه میشه از نتیجه بدست آمده لذت برد اما ... اگه عامل اصلی انتقال نمایش به تماشاگر را بازیگر بدونیم در مواردی که از بازیگران جوان و تازه کار استفاده میشود که در اینجا شده بود دیگر راضی نگه داشتن نماشاگر راحت نخواهد بود(شاید به عنوان یک استثنا بتوان از تئاتر تلخ بازی قمر در عقرب نام برد که تماشاگر را میخکوب میکرد). و چیزی که در ابتدای نمایش میخواست باعث شود من این نمایش خوب را از دست دهم همین بازیهای معمولی بیشتر بازیگران نمایش بود. گفتم نمایش خوب چون در ادامه با پذیرفتن بازیها به همین شکل و قرار دادن آن به صورت یک دیفالت در ذهنم موفق شدم از کار بسیار بیشتر لذت ببرم به طوری که با رو شدن طنز نمایش (این نمایشنامه در دسته کارهای کمدی فانتزی شکسپیر جای می گیرد) به همراه سایر تماشاگران و شاید گاهی بیشتر از آنها خندیدم و لذت بردم .

نوآوری های معجونی در متن و اجرا کار را علی رغم دانشجویی بودن زیباتر کرده بود. بازی بازیگران آویزان از سقف (پاک و فرشته ها و گمانم یک مار) و آمادگی بدنی آنها تحسین من را شدیدا برانگیخت. ابتکار معجونی در انتها و نمایش پشت صحنه ی عروسکی برای تماشاگران ... طراحی صحنه و استفاده از رنگ سفید به عنوان رنگ غالب و خیلی از مسائل دیگر باعث شد که بازیهای ضعیف افرادی چون پادشاه و همسرش ، خانم کوینس و حتی لایزاندر(که به نظر من تنها از صدای خوب برخوردار است) و دمیتریوس کمرنگ تر شوند.

در انتها باید از مدیریت صحنه بسیار خوب این نمایش هم تشکر کنم.

 

جاافتاده ها:

هرکی میتونه یه بلیط برای نمایش یرما بگیره دستش رو ببره بالا

نبود؟

حرکته ها ...

 

 



لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:26  توسط یه لنگ دراز  |