وقتی
آقای دوست جون منو با یه کارگردان جدید آشنا کرد که کارهاش سورئال هس خیلی ذوق زده
شدم اما بعد از دیدن اولین فیلمش اشتیاقش برای دیدن بقیه کارهاش کم شد . فیلم خیلی
من رو یاد کارهای پازولینی (مخصوصا فیلم سالو) میندازه اما از نظر کیفی اصلا قابل
مقایسه با کارهای اون خدا بیامرز نیست.
آرابال
متولد 1932 اسپانیا (چه اسمهایی که با شنیدن اسم این کشور به یادش نمیوفتیم). او
در سال 1967 به علت نوشتن یک کتاب با موضوعی کفرآمیز دادگاهی شد و جالب هست که بدونید
رهبر معترضین به دادگاهی شدن آرابال کسی نبود جز ساموئل بکت که تلاشهای زیادی در
جهت آزادی او کرد. آرابال با اینکه در تالیف کتابهای زیادی دست داشته اما کارنامه
سینمایی او به عنوان کارگردان قطر کمی داره.
فیلم
مذکور داستان خاص و پیچیده اینداره, اما
اجرا چرا . زنی ثروتمند کشته می شود و پسر او (ادن) ناپدید می گردد. پلیس به دنبال
پسر جهت گشودن راز قتل است و پسر در مسیر فرار خود سر از بیابان در می آورد و با
مردی بدوی (مارول) آشنا می شود که شخصیت خاصی دارد. ادن او را با خود به شهر می
برد تا با تمدن آشنا کند ... پس از ماجراهایی که اتفاق می افتد متوجه می شود که
مارول چند صد سال سن دارد.
فاصله گرفتن انسان متمدن از اصل خویش ... پول
پرستی... حرص ... و شهوت انسانی ... ظاهرا اینها موضوعات مورد علاقه آرابال در این
فیلم بود ... انسانی که سرانجام در حضور دادگاهی خیالی محاکمه شده و توسط مارول
خورده میشود.
لینک ثابت نوشته شده در ساعت 13:14  توسط یه لنگ دراز
|