تبليغاتX
جایی برای پاهای دراز من
یکشنبه سی و یکم خرداد 1388

 

هرگز از مرگ نهراسیده ام

اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود.

هراس من ـ باری ـ همه از مردن در سرزمینی ست

که مزد گورکن

                        از بهای آزادی آدمی

                                                 افزون باشد.

جستن

یافتن

و آن گاه

به اختیار برگزیدن

و از خویشتن خویش

بارویی پی افکندن

اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد

حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم.

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:22  توسط یه لنگ دراز  | 

چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388


تاج و تخت شاه دیروز در قلعه شون نمیشه

به خیالشون که این تاج سرشونه تا همیشه

یادشون رفته که اون شاه که به صد مهره نمی باخت

تاج و از سرش تو میدون لشگر پیاده انداخت

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:53  توسط یه لنگ دراز  | 

یکشنبه هفدهم خرداد 1388

 

the world is like a noah's ark, if you are not part of a couple, you are left out.

)campfire)

a film by Joseph Cedar

 

a unique one you'd better see

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:52  توسط یه لنگ دراز  | 

پنجشنبه هفتم خرداد 1388


I will walk like a crazy horse

Fernando Arrabal

وقتی آقای دوست جون منو با یه کارگردان جدید آشنا کرد که کارهاش سورئال هس خیلی ذوق زده شدم اما بعد از دیدن اولین فیلمش اشتیاقش برای دیدن بقیه کارهاش کم شد . فیلم خیلی من رو یاد کارهای پازولینی (مخصوصا فیلم سالو) میندازه اما از نظر کیفی اصلا قابل مقایسه با کارهای اون خدا بیامرز نیست.

آرابال متولد 1932 اسپانیا (چه اسمهایی که با شنیدن اسم این کشور به یادش نمیوفتیم). او در سال 1967 به علت نوشتن یک کتاب با موضوعی کفرآمیز دادگاهی شد و جالب هست که بدونید رهبر معترضین به دادگاهی شدن آرابال کسی نبود جز ساموئل بکت که تلاشهای زیادی در جهت آزادی او کرد. آرابال با اینکه در تالیف کتابهای زیادی دست داشته اما کارنامه سینمایی او به عنوان کارگردان قطر کمی داره.

فیلم مذکور داستان خاص و پیچیده ای  نداره, اما اجرا چرا . زنی ثروتمند کشته می شود و پسر او (ادن) ناپدید می گردد. پلیس به دنبال پسر جهت گشودن راز قتل است و پسر در مسیر فرار خود سر از بیابان در می آورد و با مردی بدوی (مارول) آشنا می شود که شخصیت خاصی دارد. ادن او را با خود به شهر می برد تا با تمدن آشنا کند ... پس از ماجراهایی که اتفاق می افتد متوجه می شود که مارول چند صد سال سن دارد.

 فاصله گرفتن انسان متمدن از اصل خویش ... پول پرستی... حرص ... و شهوت انسانی ... ظاهرا اینها موضوعات مورد علاقه آرابال در این فیلم بود ... انسانی که سرانجام در حضور دادگاهی خیالی محاکمه شده و توسط مارول خورده میشود.

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:14  توسط یه لنگ دراز  |