امتیاز
هنرمندان در این است که همواره از قوانین نابجایی تبعیت می کنند که نه دنبال
منطقند نه فرم ظاهر. این قوانین در خدمت حقیقتی هستند که شاید هر گونه توضیحی در
حکم خیانت به آن باشد.
یاسمینا
رضا
نمایش
متابولیک
نویسنده،
طراح و کارگردان: آتیلا پسیانی
شاید
بهترین تعبیر برای نمایش پسیانی همان جمله اول ذکر شده در بروشور نمایش باشد. 21
نمایش چند دقیقه ای که یافتن منطق و مفهوم آنها هر تماشاگری را چه خاص و چه عام
خسته کرده و به قول یاسمینا رضا خائن جلوه میدهد. هجوم انواع نشانه های پیچیده با
استفاده از صداهایی روی اجرا و بازی با نور، حذف دیالوگ و استفاده از نریشن و ...
بدون انکه بتوان به ارتباط آنها با هم پی برد حاصلی جز سردرگمی تماشاگر ندارد که
به نظر من ایراد را نه در تماشاگر که باید در خالق اثر دانست. پسیانی در این نمایش
تا توانسته نشانه گذاشته بدون آنکه سرنخی برای رمز گشایی از آنها به دست تماشاگرش
بدهد(باز هم به تعبیر یاسمینا رضا خائن شدیم)
با
شناخت علاقه پسیانی درفعالیت در زمینه
تئاترتجربی شاید بتوان قدری این موضوع را هضم کرد اما تجربه در چه اندازه؟ مگر غیر
از این است که اثر هنری که حاوی پیامی است باید بتواند پیامش را به دست تماشاگرش
برساند؟ مگر غیر از این است که تئاتر تجربی باید با یک کشف و شهود همراه باشد؟ آیا
این همه گنگی کمکی با نمایش کرد؟
پسیانی خود در مورد اثار خود گفته است:
نمايشهاي
من فرزند خواب و جادو هستند و ارتباطي به رئاليسم اجتماعي ندارند. بسياري
از آثارم ريشه در خوابهايم دارد و اغلب كارهايم شكلگرا است و با طراحي صحنه شروع
ميشود. بهگونهاي كه اول طراحي صحنه شكل ميگيرد و بعد براي آن نمايش ميسازم.
پسياني
فرم ايدهآل نمايش متابوليك را نشستن تماشاگران بهصورت دايرهاي دانست و توضيح
داد: در شكل جديد تالار «چهارسو» امكان تغيير صندوليها وجود ندارد وحتي براي جمعآوري
بروشورهايي كه در فاصلهي ميان صندليها ميافتد، دچار مشكل هستيم گويي تئاتر ما
وزين شده است!
لینک ثابت نوشته شده در ساعت 23:52  توسط یه لنگ دراز
|