تبليغاتX
جایی برای پاهای دراز من
دوشنبه نوزدهم فروردین 1387


«نه كسى تصميم خودكشى را نمى گيرد، خودكشى با بعضى ها هست. در خميره و در سرشت آنهاست، نمى توانند از دستش بگريزند. اين سرنوشت است كه فرمانروائى دارد ولى در همين حال اين من هستم كه سرنوشت خودم را درست كرده ام، حالا ديگر نمى توانم از دستش بگريزم، نمى توانم از خودم فرار بكنم. بارى چه مى شود كرد. سرنوشت پُرزورتر از من است»

"بر مزار صادق هدایت" نوشته یوسف اسحاق پور

 

- پنجاه و هفت سال پیش در غروب نوزده فروردین 1330، در آپارتمان شماره 37 کوچه شامپی یونه پاریس، یکی از بزرگان ادبیات ایران با گاز خودکشی کرد.کسی که روح ایرانی را با همه ی دردها و زخمهای تاریخی اش در آثار خود  تصویر کرد.

 

- حیف است چراغی بدین روشنی خاموش شود ... از قول من به او(صادق هدایت) بگویید: دنیا به شما احتیاج دارد

ژان ریشار بلوک

 

- صادق هدایت به خوبی موفق به لمس و درک پستی و بلندی ها و درخشندگی های دنیای پر از رازی شده است که احساسات ما آن را نمی تواند دریابد ...

هانری ماسه

 

- هدايت سال ها قبل تصويرى شبيه آنچه پليس فرانسه در  آوريل 1951 با آن مواجه شد را ترسيم كرده بود. «زنده به گور».

 

- هدایت در و پنجره ها را بست، همه منافذ و درزها را با پنبه پر كرد، آخرين دست نوشته هايش را سوزاند، شير گاز را گشود و بر روى پتويى كه در كف آپارتمان پهن كرده بود دراز كشيد و با چهره اى آرام به خواب ابدى رفت و جز يادداشتى كوچك هيچ پيام و نوشته اى از خود بر جاى نگذاشت شايد همه اين ها را يك بار در «زنده به گور» شرح داده و نيازى به توضيح دوباره نديده بود.

 

-  روز نهم آوريل سال 1951 پس از ساعت 4 بعدازظهر او را در آپارتمان كوچكش مرده مى يابند. طبق اظهار سرايدار، بوى گاز روز هشتم آوريل در تمام ساختمان پيچيده بود. بنابر تحقيقاتى كه به عمل آمد، درست ترين زمان مرگ وى، شب يا نيمه شب هشتم آوريل 1951 (هفتم آوريل شبانگاه) مى باشد (جمشيدى و فرزانه)

 

- یادداشتی که هدایت در کنار خود بر جای گذاشت: «ديدار به قيامت ما رفتيم و دل شما را شكستيم همين»

- تنها حقیقتی که می ماند ادبیات است. بکت می ماند و هدایت می ماند و کافکا می ماند و... ادبیات می ماند و کتاب می ماند و نوشته ها مانند کلام الکن داش آکل از دهان طوطی، باز طوطی وار تکرار خواهند شد. مرجان عشق تو... عشق تو...


 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:57  توسط یه لنگ دراز  | 

جمعه شانزدهم فروردین 1387


انقلاب مثل یه ماجرای عشقیه، اولش یه فرشته اس اما هر ماجرای عشقی یه دشمن داره …

زمان ... زمان این فرشته رو به یه فاحشه تبدیل می کنه … می فهمی که اونقدرهام پاک نبوده.

 

حرفه ای ها

ساخته ریچارد بروکس-1966

بازیگران: برت لندکستر، لی ماروین، رابرت رایان، جک پالانس، کلودیو کاردیناله

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:48  توسط یه لنگ دراز  | 

شنبه دهم فروردین 1387


 

کافه

1

مرد – شما زیبا هستین

دختر(متعجب)- بله؟

مرد(شمرده)- شما زیبا هستین

دختر(خجالت زده) – متشکرم

 

به مادرم گفتم زمان شما جواب این جمله متشکرم بود اما الان یه سیلی آب داره J

 

2

دختر – می تونم یه سوال کلی ازتون بکنم؟

مرد – کلی؟!!! امیدوارم جوابش رو بتونم بدم

دختر- نظر شما راجب به زندگی چیه؟

مرد- نظر من هرچی باشه چیزی رو عوض نمی کنه

 

بن بست

فیلمی از پرویز صیاد

 

جامانده:

1- این فیلم در سال 1356 ساخته شد و تاکنون به نمایش عمومی در نیامده است (جمله ابتدای فیلم)

2- بعد از انقلاب فیلمی با موضوعی حدودا مشابه توسط ابراهیم حاتمی کیا ساخته شد که آن فیلم هم تاکنون به نمایش عمومی در نیامده است. ظاهرا رژیم های قبلی و کنونی هر دو با این مضمون مشکل داشته اند.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:25  توسط یه لنگ دراز  | 

دوشنبه پنجم فروردین 1387


نظامی ها به موازات این اقدامات این چیزها را ممنوع اعلام کردند:

موهای بلند

مینی جوب

خواندن کتابهای سوفوک، تولستوی ، اوریفین

شکستن گیلاس به سبک روسها

اعتصاب کردن

خواندن آثار اریستوبان ، یونسکو ، سارتر،آلبی ، پینتر

آزادی مطبوعات

جامعه شناسی

خواندن آثار بکت

داستایوفسکی

گوش دادن به موزیک پاپ

خواندن ریاضیات مدرن

و حرف Z که در زبان یونان قدیم یعنی : او زنده است

 

زد

شاهکاری از کوستا گاوراس


 

 

 

 

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:43  توسط یه لنگ دراز  |